لؤلؤ و مرجان

خرید بک لینک

لؤلؤ و مرجان

شبی ازشبهای ماه مبارک رمضان گذرم افتاد به محفلی ؛ که درآن محفل یک رباعی خوانده شد ؛ که به نظرم زیبا رسید وفکرم را مشغول کرد ، خواستم رباعی راثبت کنم قلم همراه نداشتم ؛ فردای آن روز اندکی درمنابع شعری گشتم ولی پیدا نکردم نا گزیر رباعی را به شکل ذیل سامان دادم :

شنیدستم که مرجان می فروشی

نه بادرهم که باجان می فروشی

اگرمرجان لب لعل تو باشد

به جان من که ارزان می فروشید

عالم ادب وعرفان ، عالم مهرومحبت ومحیطِ عشق واحساس است ؛ دوست داشتن ومهرورزیدن درهدف آفرینش ریشه دارد ؛ بدین جهت هرنظم ونثری که از دلدادگی انسان حکایت می کند ، جذاب ودلنوازاست ؛ وهر تشبیه واستعاره ای که ازپس پرده عفت وپاکدامنیِ کلام ، تعریف وتوصیف معشوق می کند ، آنچنان بردل عاشق می نشیند ، که اورا گاه به جنون ورهاکردن خانمان می کشا ند، و حتی عواطف همه انسان های عاقل و هشیار را برانگیخته و آنان را دگرگون می کند و این خاصیت آدمی نیز ازاصل سرشت و ذات پررمز و راز، این موجود ناشناخته سرچشمه می گیرد .

اکنون مرجانی که با جان معامله می کنند ، و خریداری که آن را از جانش برتر میداند مسلم نه ،لبِ لعل یک معشوق معمولی است ، و نه ، مرجانِ جان فزای دلدارِ مجازی ؛ بلکه کلام گهرباری است که ازناحیه معشوق حقیقی صادرمی شود ؛ وآن کالا بالاتر ازهرجانی است ؛ وشاید عهد نامه بین خداوند ومجاهد فی سبیل الله است که برمبنی آن ،جان و مال مؤمن بابهشت جاودان معاوضه می شود ؛ و کلام گوهر افشان قرآن مجید درآیه 111 سوره توبه متضمن این حقیقت است ؛ واینک متن آیه شریفه را باترجمه تحت اللفظی ملاحظه فرمائید :

. إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ

في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ

أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (111)

حقّا كه خداوند از مؤمنان جان ها و مال هايشان را خريدارى كرده به بهاى آنكه بهشت از آن آنها باشد؛ (و كيفيّت تسليم متاع اين است كه آنها) در راه خدا مى جنگند پس مى كشند و كشته مى شوند (و از اموال خود در راه خدا انفاق مى كنند، اين معامله) وعده حقّى بر عهده اوست (گذشته در علم ازلى، نگاشته در لوح محفوظ و نوشته شده) در تورات و انجيل و قرآن (به عنوان سند معامله)، و چه كسى وفادارتر به عهد خود از خداست؟ پس شادمان باشيد به اين داد و ستدى كه انجام داده ايد، و اين است كاميابى بزرگ.

قابل توجه می باشد که ،خداوند متعال اين وعده را در قالب تمثيل بيان نموده و آن را به خريد و فروش تشبيه كرده است ، يعنى خود را خريدار ، و مؤمنين را فروشنده،و جان و مال را كالاى مورد معامله ، و بهشت را قيمت و بهاء ، و تورات و انجيل و قرآن را سند آن خوانده است، و چه تمثيل لطيفى بكار برده است، و در آخر مؤمنين را به اين معامله بشارت داده و به رستگارى عظيمى تهنيت گفته است.

در سوره الرحمن آیات شریفه 19 تا 22 دربیان نعمت های خداوندی از دریا و فوائد متعددآن ،یاد می کند واز لؤلؤ ومرجان به عنوان دونعمت درون دریا نام برده و می فرماید :

مرجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ(19)

بَيْنهَُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ(20)

فَبِأَىّ ِ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(21)

يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ(22)

دو درياى مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند؛ (19)

در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمیكند (و به هم نمی آميزند)! (20)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار میكنيد؟! (21)

از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى شود. (22)

ظاهر این آیات دربیان شمارش نعم خداونداست ، ولی باطن وتفسیر حقیقی قرآن راباید از اراسخون در علم بدست بیاوریم ؛ یعنی رسول الله واهل بیت مطهرش ؛ بدین جهت به چند حدیث ازاحادیث تفسیری توجه فرمائید :

تفسير علی بن ابراهیم قمي ج 2 صفحه344

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ الْقَطَّانِ [الْعَطَّارِ] قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ

اللَّهِ ع يَقُولُ: فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ» قَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ بَحْرَانِ عَمِيقَانِ لَا يَبْغِي أَحَدُهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ «يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ» قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع.

مجمع البيان فى تفسير القرآن ج 9 305

و قد روي عن سلمان الفارسي و سعيد بن جبير و سفيان الثوري ؛ أن البحرين علي و فاطمة ع ؛ بينهما برزخ محمد ص ؛ يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان الحسن و الحسين (ع) .

الدر المنثور فى تفسير المأثور ج 6 142

و أخرج ابن مردويه عن ابن عباس في قوله مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ قال علي و فاطمة بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ قال النبي صلى الله عليه و سلم يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ قال الحسن و الحسين .

مرحوم فیض کاشانی ، نیز که درحکمت وعرفان وتفسیروحدیث وفقه واصول ، جزء اکابر علماء امامیه هستند ؛ بانقل قول از تفسیر علی بن ابراهیم قمی و مجمع البیان طبرسی برتفسیر آیات فوق به خمسه طیبه مهرتایید گذاشته اند ؛(تفسیر صافی ج 5 صفحه 10 ).

مرحوم آلوسی درتفسیر ارزشمند روح المعانی (ج 14 106) ضمن نقل این مطلب که مراد ازاین آیات همانا آن پنج بزرگوار هستند وتصریح می کند به عبارت زیبای ذیل :

و كل من عليّ و فاطمة رضي اللّه تعالى عنهما عندي أعظم من البحر المحيط علما و فضلا، و كذا كل من الحسنين رضي اللّه تعالى عنهما أبهى و أبهج من اللؤلؤ و المرجان بمراتب.

و سپس اضافه می کند امّااین ؛ تفسیر نیست بلکه تحویل است ازنوع تحویل متصوفه .

لازم است بدانیم که بیان مصادیق متعدد دراین گونه آیات ،عین تفسیر است و توجه داریم که انواع تشبیه واستعاره و... ازاقسام فصاحت وبلاغت بوده وموجب زیبائی کلام می باشد ؛ وتمثیل وتشبیه واستعاره مخصوصا درکلام حکیم باهدف و عنایت خاص بوده و باید بیشتر مورد توجه قرارگیرد.

بهرحال بنا براین که مراد ازلؤلؤ ومرجان ، درآیه شریفه وجود نازنین امام حسن و امام حسین علیم السلام باشند ؛ و یا در اشعار که همچون رباعی فوق کلام و یا لبان دلدار را به لؤلؤ و مرجان تشبیه می کنند ؛ یاسرخی لب لعل و یا زیبائی فوق العاده چهره دلدار است و یا این که وجه شبه ، ارزش بالا وگران قیمت بودن مرجان باشد ؛ ونیز می شود گفت : همچنان که لؤلؤ و مرجان ؛ با زحمت زیاد و رنج فراوان از عمق دریا استخراج می شود دلدار هم راحت و مفت بدست نمی آید که از قدر و منزلت آن غافل شویم و راحت ازدست بدهیم ؛ بهرحال تشبیه معشوق به درّ و گوهر در ادبیات فصیح و فرهنگ بلیغ امری مسلم و روشن است ؛ مناسب است لؤلؤ و مرجان را از نظر لغوی بیشتر بشناسیم ؛ درباره لؤلؤ که گویا مروارید است درلغت زیاد تحقیق ندیدم امّا درباره مرجان بیشتر تتبع شده .

گفته اند : مرجان سنگ سرخ رنگی است به صورتی شاخه شاخه که این جوهر سرخ رنگ در آب دریای شور مثل نبات می روید چون از آب بیرون می آرند سنگ می گردد ؛ درلغت نامه دهخدا چنین آمده است :

مسموع است که مرجان به معنی جوهر سرخ رنگ است در آب دریای شور مثل نبات می روید چون از آب بیرون می آرند سنگ می گردد و گاهی مثل چوب کرم خورده می شود. (غیاث اللغات ). نوعی از شبه سرخ و آن شاخ درخت دریائی است . (منتهی الارب ). شیئی است آهکی که حیوان دریائی آن را همچون حفیظی و حرزی از برای جسم خود می سازد و مرجان در زیر آب موجود میباشد و چون صخره بر بالای یکدیگر قرار دارد و بسیار اوقات تل های مرجانی سبب شکستن کشتی میگردند. به رنگهای مختلف و جور به جور یافت می شود سفید یا قرمز بعضی دارای شاخ و برگند. (از قاموس کتاب مقدس ). بیرونی در کتاب احجار نفیسه گوید: حجر شجری ریشه اش را مرجان و شاخه ها را بسد گویند. (لکلرک ، کتاب چهارم ص481 ص 11).

نباتی دریائی است بین نبات و حجر،و گفته اند آن حجر بحری است . (از بحرالجواهر). سنگ سرخ رنگی است به صورتی شاخه شاخه ، و معدن آن در موضعی از بحر قلزم است در ساحل افریقیه معروف به مرسی الخزر، در کف دریا چون گیاهی می روید. (از صبح الاعشی ). مرجان جانوری است دریازی از رده مرجانها که دارای پایه ٔ آهکی است و در دریای گرم می زید و دارای انواع و گونه های بسیار است . قورال . قرالیون . پایه ٔ آهکی مرجان قرمز که جزو احجار کریمه است و در جواهرسازی مورد استعمال دارد.

اعتکاف...

ما را در سایت اعتکاف دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 19:47

صفحه بندی